تبلیغات
ازشیر کوسه تا دندون فیل اینجا هست بیا تو بیخیال بخند - زندگانی ابوبکر- رضی الله عنه
 
درباره وبلاگ
صفحات جانبی
نظرسنجی
شما این وبلاگ را در چه سطحی قرار می دهید ؟









جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ازشیر کوسه تا دندون فیل اینجا هست بیا تو بیخیال بخند




زندگانی ابوبکر- رضی الله عنه

صفحه درخشانی از تاریخ اسلامی است که پرتوش، سراسر تاریخ را در برگرفته و همه را خیره و مبهوت نموده است. آن دوران بی‏نظیری که تاریخ جوامع، هرگز چنان شوکت، عظمت، اخلاص، جهاد و دعوتی را به خود ندیده که تا این حد، بر پایه‏های ارزشمند فکری و عقیدتی استوار باشد. ابوبکر- رضی الله عنه - از آن دسته پیشوایانی است که سیرت و راه آنان به نگارش در می‏آید تا مردم، به اقوال و عملکرد آنان در زندگی دنیا درآمیزند و آن را پیشۀ خود سازند. چراکه سیرت ابوبکر- رضی الله عنه - از قویترین مصادر ایمانی است که عاطفه و احساس درست اسلامی به همراه فهم و شناخت صحیح از دین را به ارمغان می‏آورد.

اسم و نسب

وی عبدالله بن عثمان بن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب، القرشی التیمی، ابوبکر صدیق بن ابی قحافه می‏باشد. همچنین به خاطر زیبایی چهره و نجابت ابوبکر صدیق، به ایشان"عتیق" هم گفته می‏شد.

پدر حضرت ابوبکر، عثمان بن عامر بن عمرو با کنیه "ابوقحافه" بود که در فتح مکه، مسلمان شد؛ ابوبکر- رضی الله عنه- پدرش را در فتح مکه به نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم برد. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: "ای ابوبکر! چرا پیرمرد را نگذاشتی که ما به نزدش برویم؟" ابوبکر- رضی الله عنه - گفت: "سزاوار بود که او، به حضور شما بیاید." ابوقحافه- رضی الله عنه- در آن روز، مسلمان شد و با رسول خدا صلی الله علیه وسلم بیعت کرد.

مادر ابوبکر، سلمی دختر صخر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم با کنیه "ام الخیر" است که از مسلمانان نخستین به شمار می‏رود.

جایگاه ابوبکر صدیق در میان قریش

ابوبکر صدیق- رضی الله عنه - در دوره پیش از اسلام، یکی از افراد برجسته و بلکه از اشراف و بزرگان قریش بود؛ ایشان مسؤولیت پرداخت دیه‏ها و بدهی‏های قریش را بر عهده داشت؛ او همواره در این مورد به قدری امین و مورد اعتماد قریشیان بود که در پرداخت خون‏بها یا تاوان و غرامت، با او همراهی می‏کردند و اگر شخصی غیر از ابوبکر، برای کسی خون‏بها و یا غرامتی تعیین می‏کرد، مورد قبول قریش واقع نمی‏شد.حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به دور از نجاست‏های جاهلیت رشد کرد؛ او به هیچ وجه در مقابل بتها سجده نکرد، هرگز شراب ننوشید (نه قبل از اسلام و نه بعد از اسلام)، او به اخلاق أصیل عربی آراسته بود، وی دارای اخلاقی نیکو بود و در میان مردم از محبوبیت بالایی برخوردار بود، راستگو بود و خوش‏مجلس.

 استاد "رفیق العظم" در این مورد چنین گفته است: «واقعاً بسی جای افتخار است که شخصی در میان بتها پرورش یابد و بدون وجود راهنما و رهبر، این چنین با ارادۀ قلبی و وجدان خویش، فرهیخته و جوانمرد باشد و به چنین جایگاه پر فضیلتی دست یابد؛… به شایستگی و با تمام وجود و از ته قلب از اسلام استقبال نماید و در زمرۀ نخستین مؤمنین به پروردگار جهانیان قرار گیرد و خیلی زود اسلام را بپذیرد و بینی متکبران و سرکشان را به خاک بمالد و زمینه‏های هدایت‏یافتگی به دین استوار الهی را فراهم کند؛ آری، او چنان الگویی است که اگر کسی راه او را بپیماید و به رشته محکم و استوار او درآویزد، ریشه‏های رذالت و پستی از وجودش ریشه‏کن می‏گردد.»ابوبکر صدیق رضی الله عنه دارای نسب رفیعی در میان قریش بود، و از آنجایی که معرفت خاصی در شناخت خیر و شر داشت، دارای جایگاه ویژه‏ای در علم و معرفت بود. حضرت ابوبکر صدیق در زمینه تجارت نیز صاحب تجربه بوده و در میان قوم خود محبوبیت داشت، به طوری که مردم قریش به ایشان اعتماد کرده، وی را از رؤسای خویش در جاهلیت قرار دادند که در مسائل مختلف با وی مشورت می‏کردند.آری! ابوبکر- رضی الله عنه - آن چنان بزرگ و نیکو نهاد بود که هیچ یک از قریشیان بر او خرده نگرفته و آن گونه که بر مؤمنان ضعیف، عیب‏جویی می‏کردند، بر او عیبی نگرفته و خوارش نداشته‏اند. تنها عیب و خرده‏ای که قریشیان به گمان خودشان بر ابوبکر- رضی الله عنه- گرفتند، این بود که او به خدا و رسولش ایمان آورده است.اسلام آوردن ابوبکر صدیق رهبران و اشراف قریش یکی پس از دیگری و پشت سرهم در صحن کعبه جمع می‏شدند. "زید بن عمرو بن نفیل" در آفتاب نشسته بود و با تعجب به بت‏های بلندی که در این جا و آنجا گذاشته شده بودند نگاه می‏کرد. زید به آئین بت‏پرستی قانع نبود و با جدیت تلاش می‏کرد که دینی را بپذیرد که آئین یکتاپرستی باشد، قریش را می‏دید که شتر و گوسفند و… را برای بتها سر می‏بریدند. با خودش فکرکرد و گفت: گوسفند را خدا آفریده و اوست که از آسمان باران می‏باراند و برای گوسفندان گیاه وعلف در زمین می‏رویاند، پس شما چگونه گوسفند را به نام غیر خدا سر می‏برید؟!زید همچنان غرق این افکار بود که "امیة بن ابی صلت" به او نزدیک شد و گفت: در چه حالی ای جوینده خیر و خوبی؟ زید گفت که خوب هستم. امیه پرسید: آیا چیزی یافتی؟ زید گفت: نه. امیه گفت: جز آنچه که خداوند خواسته یا از طرف خداوند باشد، هر دینی روز قیامت سبب هلاکت خواهد بود. اما آیا پیامبری که منتظرش هستید از میان ما مبعوث خواهد شد یا از میان شما؟ابوبکر این سخن را شنید و گفت: من قبلا نشنیده بودم که پیامبری مبعوث می‏شود و مردم منتظر او هستند، بنابراین نزد ورقة بن نوفل رفتم، او بسیار به آسمان نگاه می‏کرد و همواره چیزی زمزمه می‏نمود، داستان گفتگوی امیه و زید را برای او تعریف کردم. ورقه گفت: بله ای برادرزاده! پیامبری که مردم منتظر او هستند از نظر نسب از اعراب متوسط است، من نسب را می‏دانم و قوم تو نسب میانه و متوسطی در میان اعراب دارد. ابوبکر به ورقه گفت: عمو! این پیامبر چه می‏گوید؟ ورقه گفت: هر آنچه از جانب خدا به او گفته شود همان را به مردم خواهد گفت، اما ظلم نمی‏کند و نمی‏گذارد که بر او ظلم شود، و از اینکه مردم بر یکدیگر ستم کنند جلوگیری می‏نماید.اینجا بود که وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به پیامبری مبعوث شد، ابوبکر او را تصدیق نموده و به ایشان ایمان آورد.ابوبکر اسلام آورد و پیامبر صلی الله علیه وسلم  در مورد اسلام آوردن ابوبکر فرمود: «هیچ کسی را به اسلام دعوت ندادم مگر ابتدا در پذیرفتن دعوتم دچار شک و تردید می‏شد به جز ابوبکر، هنگامی که او را دعوت دادم چهره‏اش را برنگرداند و در حقانیت اسلام شک نکرد.» [تاریخ الخلفاء (سیوطی)]و این گونه بود که ابوبکر رضی الله عنه خیلی زود از جاهلیت به اسلام روی آورد.

دعوت دادن ابوبکر- رضی الله عنه - به سوی اسلام

ابوبکر- رضی الله عنه - مسلمان شد و به همراه رسول خدا صلی الله علیه وسلم مسؤولیت دعوت را بر عهده گرفت؛ او از رسول اکرم  به خوبی یاد گرفت که اسلام، دین عمل، دعوت و جهاد است و ایمان مسلمان، زمانی کامل می‏شود که جان و بلکه تمام دارایی خود را برای پروردگار جهانیان نثار کند. ابوبکر- رضی الله عنه- نهایت تلاش و پشتکار را در راه دعوت به سوی دین جدید (اسلام) از خود به نمایش گذاشته و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی‏ورزید، هر کجا که قدم می‏گذاشت نتیجه مثبت و مفیدی برجا می‏گذاشت و دستاوردهای بزرگی نصیب اسلام می‏کرد. او واقعاً نمونۀ زنده و مصداق حقیقی این فرمودۀ الهی بود: «أدع إلی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سبیله وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ»[نحل-125]  (مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهای نیکو و زیبا، به راه پروردگارت دعوت بده و با ایشان به بهترین شیوه، گفتگو کن. همانا پروردگارت، بهتر می‏داند که چه کسانی ره یافته و هدایت شده می‏باشند.)تلاش و فعالیت حضرت ابوبکر- رضی الله عنه- در عرصۀ دعوت به سوی الله، تصویر روشنی از ایمان ترسیم می‏کند و این حقیقت را روشن می‏سازد که فکر گسترش دین خدا، قرار و آرام مؤمن را می‏گیرد و او را آسوده خاطر نمی‏گذارد. البته این خیزش و حرکت ابوبکر، یک حرکت صرفاً عاطفی و گذرا نبود که زود، فروکش کند، بلکه نشاط، هیجان و دلیری حضرت ابوبکر- رضی الله عنه- در پهنۀ دعوت تا هنگام وفاتش، ماندگار ماند و هرگز در این مسیر دچار خستگی، ضعف و سستی نشد. اولین و مهم ترین نتیجه فعالیت‏های دعوتی ابوبکرصدیق- رضی الله عنه- مسلمان شدن کسانی بود که در جرگه بهترین بندگان خدا قرار گرفتند؛ افرادی همچون؛ زبیر بن عوام، عثمان بن عفان، طلحة بن عبیدالله، سعد بن ابی وقاص، عثمان بن مظعون، ابوعبیدة بن جراح، عبدالرحمن بن عوف، ابوسلمة بن عبدالاسد و ارقم بن ابی الارقم- رضی الله عنهم- که هر یک از آنان در نتیجه دعوت حضرت ابوبکر- رضی الله عنه- به ارکان و ستونهای محکم ساختمان عظیم اسلام تبدیل شدند؛ خدواند متعال، با مسلمان شدن این افراد، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را قوت و توانی افزون عنایت کرد و به دنبال مسلمان شدن این افراد نامدار، عموم مردم اعم از زنان و مردان، دسته دسته به اسلام گرویدند. یکایک افرادی که به دعوت ابوبکر- رضی الله عنه - مسلمان شدند، طلایه‏دار و پیشاهنگ دعوت اسلامی گردیدند و سبب شدند تا گرو‏ههای دیگری به شمار پیشگامان دعوت اسلامی بپیوندند و با وجود شمار اندکشان، گردان دعوت و دژ رسالت شکل بگیرد؛ آنان به مقامی دست یافتند که هرگز هیچ کس نتوانست و نخواهد توانست به چنان مقامی دست یابد.اما این نکته را نباید فراموش کرد که در آن دوران حساس که دین اسلام تازه پا به عرصه گیتی نهاده و ظهور کرده بود، دعوت دادن به سوی اسلام و وحدانیت الهی کار آسان و ساده‏ای نبود، بلکه دعوت به دین توحید مترادف بود با تحمل انواع سختی‏ها و مشقات، شنیدن انواع زخم زبان‏ها و به جان خریدن انواع شکنجه‏ها و عذاب‏ها، که حضرت ابوبکر صدیق، که از طلایه‏داران دعوت به سوی اسلام و از اولین داعیان این دین آسمانی بود، تمام این صحنه‏ها و وقایع را به جان خرید و انواع سختی‏ها و شکنجه‏ها را متحمل شد؛ واقعه زیر که نمونه‏ای از این مشقت‏ها است به خوبی بیانگر این مطلب است:ام المؤمنین حضرت عائشه صدیقه رضی الله عنها می‏فرماید:  «زمانی که اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به سی و هشت نفر رسیدند، ابوبکر- رضی الله عنه - با اصرار، از رسول خدا صلی الله علیه وسلم درخواست کرد تا دعوتشان را آشکارا و علنی کنند. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: "ای ابوبکر! ما اندکیم." ابوبکر- رضی الله عنه - به قدری اصرار کرد که رسول خدا صلی الله علیه وسلم خواسته‏اش را پذیرفتند. مسلمانان در قسمت‏های مختلف مسجدالحرام پراکنده شدند و هر کدامشان، طوری جا گرفت که در میان خویشاوندانش باشد. ابوبکر- رضی الله عنه- برخاست و شروع به دعوت کرد؛ در آن هنگام رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ، نشسته بود؛ ابوبکر نخستین خطیبی بود که به راه خدا و رسولش دعوت داد. مشرکان بر ابوبکر- رضی الله عنه - و سایر مسلمانان شوریدند و ابوبکر- رضی الله عنه - را به شدت کتک زده و زیر لگد گرفتند. عتبه بن ربیعه به ابوبکر- رضی الله عنه - نزدیک شد و با دو کفش پاشنه‏دار شروع به زدن ابوبکر کرد؛ ابوبکر- رضی الله عنه- طوری زخمی و خونین شد که صورت و بینی‏اش معلوم نمی‏شد. بنی تیم (خویشاوندان ابوبکر) برای دفاع از ابوبکر، به ستیز و دعوای مشرکان برخاستند که در نتیجه مشرکان، دست از زدن ابوبکر- رضی الله عنه- کشیدند؛ بنی تیم، ابوبکر- رضی الله عنه- را در پارچه‏ای گذاشته و او را در حالی به خانه‏اش بردند که در مردنش شکی نداشتند. بنی تیم دوباره به مسجد برگشتند و گفتند: "به خدا سوگند اگر ابوبکر بمیرد، حتماً عتبه بن ربیعه را می‏کشیم." این را گفته، به خانه ابوبکر- رضی الله عنه- رفتند. ابوقحافه (پدر ابوبکر) و بنی‏تیم با ابوبکر- رضی الله عنه- صحبت می‏کردند تا بلکه از او چیزی بشنوند؛ سرانجام ابوبکر پاسخ داد و در واپسین لحظات آن روز، دهان به سخن گشود و گفت: "حال رسول الله صلی الله علیه وسلم چطور است؟" بنی تیم تعجب کردند و او را سرزنش نمودند که با این حال، چه جای این پرسش است؟ آنان، به مادر ابوبکر (ام خیر) گفتند: "حتماً به ابوبکر چیزی بدهی که بخورد." زمانی که مادر ابوبکر با او تنها شد، با اصرار از او خواست که چیزی بخورد؛ اما ابوبکر- رضی الله عنه- گفت: "حال رسول الله صلی الله علیه وسلم چطور است؟" ام خیر گفت: "به خدا سوگند که من، از حال دوستت، خبری ندارم." ابوبکر- رضی الله عنه- فرمود: "به نزد ام جمیل بنت خطاب برو و حال پیامبر را از او بپرس." ام خیر به نزد ام جمیل رفت و گفت: "ابوبکر از تو جویای حال محمد بن عبدالله است." ام جمیل گفت: "من، نه ابوبکر را می‏شناسم و نه محمد بن عبدالله را؛ اما اگر دوست داری با تو به نزد پسرت می‏آیم." ام خیر گفت: باشد. و با هم به خانه ابوبکر رفتند؛ هنگامی که ام جمیل، ابوبکر- رضی الله عنه- را افتاده و زخمی دید، جلو رفت و گفت: "به خدا سوگند کسانی که با تو چنین کرده‏اند، فاسق و کافرند و من، امیدوارم که خداوند انتقام تو را از آنان بگیرد." ابوبکر- رضی الله عنه - فرمود: "حال رسول الله صلی الله علیه وسلم چطور است؟" ام جمیل رضی الله عنها گفت: "مادرت، اینجاست؛ می‏شنود." ابوبکر- رضی الله عنه - گفت: "از او به تو آسیبی نمی‏رسد." ام جمیل رضی الله عنها گفت: "پیامبر صلی الله علیه وسلم صحیح و سالم هستند." ابوبکر- رضی الله عنه- پرسید: "ایشان، کجا هستند؟ ام‏جمیل رضی الله عنها پاسخ داد: "در خانه ابن ارقم." ابوبکر فرمود: "به خدا سوگند تا زمانی که به نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم نروم، چیزی نمی‏خورم و نمی‏نوشم." ام خیر و ام جمیل رضی الله عنهما، صبر کردند تا مردم، به خانه‏هایشان بروند و رفت و آمدشان، قطع شود و سپس او را در حالی که به آنها تکیه داده بود، به نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم بردند. رسول اکرم صلی الله علیه وسلم ، با دیدن ابوبکر- رضی الله عنه - با شتاب برخاست و به سوی او رفت و او را بوسید. مسلمانان نیز با دیدن حال زار ابوبکر- رضی الله عنه - به سوی او شتافتند. ابوبکر-رضی الله عنه- فرمود: "ای رسول خدا! پدر و مادرم فدایت؛ طوری نیست. فقط آن فاسق، با صورتم چنین کرده است. ای رسول خدا! این زن، مادر من است؛ به فرزندش نیکی زیادی کرده و شما هم خجسته و بزرگوارید؛ پس او را به سوی خدا دعوت دهید و از خدا برایش طلب هدایت کنید تا بلکه خداوند، او را به وسیله دعوت شما، از آتش جهنم برهاند." راوی می‏گوید: رسول خدا صلی الله علیه وسلم برایش دعا کرد و او را به اسلام فرا خواند و بدین ترتیب ام خیر (مادر ابوبکر) همان جا مسلمان شد.»[السیرة النبویة (ابن کثیر)439/1، البدایة و النهایة 30/3]همچنین علامه ابن کثیر دمشقی در کتاب مشهور خود (البدایة والنهایة) واقعه‏ای را در مورد شجاعت و جانفشانی حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه، از زبان حضرت علی رضی الله عنه نقل می‏کند و می‏نویسد: «لما کان یوم بدر جعلنا لرسول الله صلى الله علیه وسلم عریشا فقلنا من یکون مع رسول الله صلى الله علیه وسلم لیلا یهوى إلیه أحد من المشرکین؟ فوالله ما دنا منه إلا أبو بکر شاهرا بالسیف على رأس رسول الله صلى الله علیه وسلم لا یهوی إلیه أحد إلا أهوى إلیه فهذا أشجع الناس، فقال علی: ولقد رأیت رسول الله صلى الله علیه وسلم وأخذته قریش فهذا یجأه وهذا یتلتله وهم یقولون أنت الذی جعلت الآلهة إلها واحدا قال فوالله ما دنا منه أحد إلا أبو بکر یضرب هذا ویجاء هذا ویتلتل هذا وهو یقول ویلکم أتقتلون رجلا أن یقول ربی الله ثم رفع علی بردة کانت علیه فبکى حتى اخضلت لحیته ثم قال أنشدکم بالله أمؤمن آل فرعون خیر أم أبو بکر فسکت القوم فقال ألا تجیبونی فوالله لساعة من أبی بکر خیر من ملء الأرض من مؤمن آل فرعون ذاک رجل کتم إیمانه وهذا رجل أعلن إیمانه» [البدایة و النهایة 271/3][یک بار حضرت علی بن ابی طالب- رضی الله عنه- در حال سخنرانی از مردم پرسید: ای مردم! چه کسی از همه شجاع‏تر و دلیرتر است؟" مردم گفتند: شما، ای امیر مؤمنان! فرمود: من، با هر کس که جنگیده‏ام، شکستش داده‏ام؛ اما شجاعترین مردم، ابوبکر- رضی الله عنه - است.] (ما در غزوه بدر برای رسول خدا صلی الله علیه وسلم سایه‏بانی درست کردیم و گفتیم: چه کسی حاضر است با رسول خدا صلی الله علیه وسلم بماند تا مشرکین به آنحضرت صلی الله علیه وسلم حمله نکند؟ به خدا سوگند تنها ابوبکر- رضی الله عنه- برای این کار قدم پیش نهاد و شمشیرش را از نیام بیرون کشید و بالای سر پیامبر صلی الله علیه وسلم ایستاد و هر مشرکی را که به پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیک می‏شد، دور می‏کرد؛ پس ابوبکر- رضی الله عنه -، شجاع ترین مردم است."حضرت علی- رضی الله عنه – در ادامه افزود: من، دیدم که قریشیان، رسول خدا صلی الله علیه وسلم را در میان گرفته بودند و این ابوبکر- رضی الله عنه- بود که به شدت از آنحضرت صلی الله علیه وسلم دفاع می‏کرد و آنان را از ایشان دور می‏راند. قریشیان به پیامبر صلی الله علیه وسلم می‏گفتند: تویی که خدایان را منکر شده‏ای و به جای این همه معبود، به خدای واحدی معتقدی؟! در آن هنگام تنها ابوبکر- رضی الله عنه- بود که به آنحضرت صلی الله علیه وسلم نزدیک شد و در حالی که گفته مؤمن آل فرعون را بر زبان داشت و می‏گفت: «آیا مردی را می‏کشید که می‏گوید پروردگار من خدا است؟!»، رویاروی مشرکان ایستاد و آنان را از پیامبر صلی الله علیه وسلم دور کرد. حضرت علی- رضی الله عنه- پس از این سخنان ردای مبارک را بالا برده و چنان گریه کرد که محاسن مبارکش خیس شد، سپس فرمود: حال، شما را به خدا سوگند می‏دهم که مؤمن آل فرعون، بهتر است یا ابوبکر؟" مردم، ساکت بودند و چیزی نگفتند. سپس خود حضرت علی- رضی الله عنه - فرمود: "قسم به خدا، اگر تمام زمین از امثال مؤمن آل فرعون پر شود، یک لحظه ابوبکر- رضی الله عنه- از همه آنها بهتر است. زیرا مؤمن آل فرعون، ایمانش را پنهان کرده بود؛ اما این مرد (ابوبکر)، ایمانش را آشکارا بیان کرد.)

شهرت یافتن وی به "صدیق"

هرگاه رسول خدا صلی الله علیه وسلم از چیزی خبری می‏دادند حضرت ابوبکر رضی الله عنه بلافاصله تصدیق می‏کرد، لذا حضرت ابوبکر ملقب به "صدیق" شد. اما لقب "صدیق" بیشتر از زمانی با نام حضرت ابوبکر رضی الله عنه قرین شد که جریان معراج آنحضرت صلی الله علیه وسلم اتفاق افتاد. هنگامی که آنحضرت صلی الله علیه وسلم به معراج تشریف بردند و این واقعه در میان قریش منتشر شد، گروهی از مشرکین نزد ابوبکر رضی الله عنه آمدند و گفتند: آیا می‏دانی رفیق تو چه می‏گوید؟ او گمان می‏کند که دیشب شبانه به بیت المقدس رفته است!حضرت ابوبکر گفت: آیا اینگونه فرموده است؟ گفتند: بله! حضرت ابوبکر رضی الله عنه در جواب گفت: راست گفته است. من ایشان را در مدت کمتری از این هم تصدیق می‏کنم.اینجا بود که لقب "صدیق" برای همیشه از سوی سرور دو عالم به حضرت ابوبکر رضی الله عنه نسبت داده شد و برای همیشه قرین اسم مبارک وی قرار گرفت.همچنین واقعه‏ای دیگر که دلالت بر ملقّب بودن حضرت ابوبکر رضی الله عنه به "صدیق" می کند این است که روزی رسول خدا صلی الله علیه وسلم بر روی کوه احد بالا رفت و با ایشان حضرت ابوبکر و عمر و عثمان حضور داشتند. در همین لحظه کوه به لرزه در آمد. رسول خدا صلی الله علیه وسلم خطاب به کوه احد فرمود: «ثبُتْ أحد، فإنّما علیکَ نبی و صدّیقٌ و شهیدانِ» (ای احد! آرام و بی‏حرکت باش که بر فراز تو یک پیامبر، یک صدیق و دو شهید هستند.) [بخاری، کتاب فضائل أصحاب النبی، باب فضل أبی بکر] صحابی بودن حضرت ابوبکر و ثبوتش با قرآن و حدیثحضرت ابوبکر از زمانی که اسلام آورد همواره در سفر و حضر، با آنحضرت صلی الله علیه وسلم مصاحبت داشت. حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در جریان هجرت آنحضرت صلی الله عیه وسلم به عنوان همراه و رفیق ایشان در این سفر بود، و در همین سفر بود که مستحق تعریف و تمجید خداوند متعال قرار گرفت و لقب "صحابیت" را از آنِ خود کرد، آنجا که قرآن عظیم‏الشأن می‏فرماید: «ثانی اثنین إذ هما فی الغار إذ یقول لصاحبه لاتحزن إن الله معنا» [التوبه:40] همچنین رسول خدا صلی الله علیه و سلم نیز به ایشان "صحابه" گفته‏اند: «أنت صاحبی علی الحوض و صاحبی فی الغار»

حضرت ابوبکر- رضی الله عنه- و واقعه سرنوشت‏ساز هجرت به سوی مدینه

حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه نیز مانند سایر یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم در مکه در معرض ظلم و جور قریش قرار داشت تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم به مسلمانان اجازه هجرت به سوی مدینه را داد. حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه نیز مانند سایر مسلمانان اراده هجرت کرد، ولی رسول خدا صلی الله علیه وسلم به وی فرمود: تو فعلا بمان، زیرا من امید دارم به من نیز اجازه داده شود. حضرت ابوبکر منتظر مصاحبت آنحضرت ماند و در این مدت دو سواری آماده کرد تا اینکه به آنحضرت اجازه هجرت داده شد و این لحظه‏ای بود که حضرت ابوبکر مدت‏ها منتظر آن بود، زیرا این سفر یک سفر تاریخی بود، حضرت ابوبکر از تمام افراد خانواده خود خواست تا در این سفر تاریخی سهمی داشته باشند.عبدالله بن ابوبکر- رضی الله عنهما- نقش خبررسانی به پیامبر صلی الله علیه وسلم و ابوبکر صدیق- رضی الله عنه- را ایفا کرد. وی، روزها برای کسب اطلاعات از تحرکات و اقدامات قریش، به میان آنها می‏رفت و اطلاعات به دست آمده را به پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم گزارش می‏داد.حضرت عایشه و حضرت اسماء رضی الله عنهما غذا و خوراکی‏های مورد نیاز آنحضرت صلی الله علیه وسلم وابوبکر رضی الله عنه را آماده کردند. حضرت اسما کمربند خود را دو نیم کرد و با یکی از آنها سفره را بست و از این رو به ایشان "ذات النطاقین" گفته می‏شود.همچنین حضرت اسما رضی الله عنها واقعه دیگری را در همین خصوص ذکر می‏کند که بیانگر رازداری جریان این سفر توسط خاندان ابوبکر صدیق رضی الله عنه می‏باشد؛ وی (اسما) می‏فرماید:«هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم و ابوبکر- رضی الله عنه- از مکه بیرون شدند، عده‏ای از قریشیان، از جمله ابوجهل بن هشام، به خانه ما آمدند، من بیرون خانه رفتم؛ آنان از من پرسیدند: ای دختر ابوبکر! پدرت کجا است؟ گفتم: به خدا نمی‏دانم، اینک پدرم کجاست؟ ابوجهل که آدم پلید و بدی بود، چنان بر صورتم نواخت که از شدت سیلی‏اش، گوشواره‏ام افتاد.»"عماربن فهیرة" رضی الله عنه نیز که غلام و خادم حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه بود، در این واقعه تاریخی و مهم اسلام، نقش خود را که حضرت ابوبکر بر عهده‏اش گذاشته بود، به خوبی ایفا نمود؛ او گوسفندان حضرت ابوبکر را در اطراف مکه می‏چرانید و هشیارانه و بدون آنکه بی‏تدبیری نماید، گوسفندان را به سوی غار ثور، که پیامبر و ابوبکر در آن مخفی شده بودند، می‏برد تا پیامبر صلی الله علیه وسلم و ابوبکر- رضی الله عنه- از گوشت و شیر گوسفندان بخورند. کار دیگری که عامر- رضی الله عنه- می‏کرد، این بود که گوسفندان را به دنبال عبدالله بن ابوبکر- رضی الله عنه- به راه می‏انداخت تا رد پایی از عبدالله به جا نماند. اینها نشانۀ فراست و ذکاوت عامر- رضی الله عنه- در انجام اموری است که موفقیت سفر هجرت را به دنبال داشت.حضرت رسول خدا صلی الله علیه وسلم و حضرت ابوبکر رضی الله عنه سه شب در غار ثور ماندند و در طول این مدت حضرت عبدالله بن ابوبکر شب را نزد آنها می‏گذرانید.خلاصه اینکه در این سفر سرنوشت‏ساز و تاریخی جهان اسلام، نه تنها خود حضرت ابوبکر رضی الله عنه نقش مهم و اصلی را ایفا نمود، بلکه اعضای خانواده ابوبکر نیز در این حادثه مهم نقش ایفا کرده و در هر چه بهتر انجام شدن این مأموریت و دستور خداوندی از هیچ کوششی دریغ نورزیدند.

افتخارات حضرت ابوبکر صدیق

وقتی که رسول خدا صلی الله علیه وسلم پایه‏های حکومت را در مدینه منوره مستحکم ساخت مشرکین بسیار پریشان شدند و برای نابودی این حکومت اسلامی جهانی از هیچ کوششی دریغ نورزیدند؛ بروز جنگ‏ها و غزوات متعدد در بین مسلمانان و مشرکین نمونه بارزی از این برنامه‏ها بود، که صحابه کرام در کنار خورشید پرفروغ نبوت در مقابل تمام این برنامه‏ها ایستادگی کرده و جانفدایی نمودند.غزوه بدر یکی از مهمترین و حساس‏ترین غزوات مسلمانان به شمار می‏رود که صحابه آنحضرت صلی الله علیه و سلم در این غزوه از خود جانفشانی‏های بسیاری به نمایش گذاشتند. اما در این میان فداکاری حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در پیروزی مسلمانان در این جنگ سرنوشت‏ساز بسیار حائز اهمیت است، زیرا وقتی صحابه برای رسول خدا صلی الله علیه وسلم جایگاهی (سایبانی) که از آنجا بر صحنه جنگ مشرِف باشد، ساختند، اعلام شد که چه کسی حاضر است از رسول خدا و از جایگاه مخصوص ایشان دفاع نماید؟ که حضرت ابوبکر صدیق برای این مسئولیت خطیراعلام آمادگی کرد.حضرت علی رضی الله عنه در جواب شخصی که از ایشان در مورد شجاع‏ترین فرد پرسید، ضمن اشاره به واقعه بدر، فرمود: او کسی جز حضرت ابوبکر نیست، زیرا در روز بدر آنگاه که برای رسول خدا صلی الله علیه وسلم جایگاه ساختیم، گفتیم چه کسی مسئولیت محافظت رسول خدا صلی الله علیه وسلم را قبول می‏کند؟ به خدا قسم هیچ کس جز حضرت ابوبکر نزدیک نیامد، او (حضرت ابوبکر) در حالی‏که شمشیر را از نیام بیرون آورده بود، به هیچکس اجازه نزدیک شدن به آنحضرت را نمی‏داد. پس شجاعترین مردم او(ابوبکر) است.در غزوۀ احد نیز حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه نقش بسیار مهم و افتخارآمیزی داشت؛ در این غزوه ابتدا مسلمانان بر مشرکین پیروز شدند، امّا از آنجایی که دچار غفلت و عجله شده و  "جبل الرماة" را رها کردند، خالد بن ولید ـ که هنوز مسلمان نشده بودـ  وضعیت را کنترل می‌کرد، او با گروه سواره‌ نظام سپاه مکه، کوه احد را دور زده و از پشت‌سر به مسلمانان حمله کرد، صحابه که کاملاً غافلگیر شده ‌بودند پراکنده شدند، لحظات بسیار حساس و سختی بود، ابوبکر صدیق رضی الله عنه اولین کسی بود که صف‏ها را شکسته و خود را به پیامبر رساند و شجاعانه با تعدادی از صحابه از پیامبر دفاع نمود. ابوسفیان بعد از پایان جنگ، سه بار فریاد کشید: آیا محمد در میان شماست؟ پیامبر نگذاشت جواب او را بدهند. سپس سه بار پرسید آیا ابوبکر در میان شماست؟ باز پیامبر صحابه را از جواب دادن منع کرد. و باز سه بار تکرار کرد آیا عمر در میان شماست؟ و چون جوابی نشنید به سپاهش بازگشت و با  خوشحالی گفت: اینها کشته شده‌اند. از این سخن ابوسفیان که در آن وقت فرمانده سپاه مشرکین بود، معلوم می‌شود که پایه‌های حکومت اسلامی بر این سه نفر استوار بوده است. آنگاه که مشرکین برای بار دوم در احد شکست خورده و پا به فرار گذاشتند، ابوبکرصدیق رضی الله عنه یکی از هفتاد نفری بود که به تعقیب آنها پرداخت و آیه172 سوره مبارکه آل عمران در شأن آنها نازل شد که می‏فرماید: «الَّذِینَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِیمٌ» (کسانى که [در نبرد احد] پس از آنکه زخم برداشته بودند دعوت خدا و پیامبر [او] را اجابت کردند براى کسانى از آنان که نیکى و پرهیزگارى کردند پاداشى بزرگ است.)ابوبکر رضی الله عنه در غزوه بنی مصطلق پرچم‌دار مهاجرین بود، در غزوه خندق با دامن خود خاک می‌کشید و بعد از آن که پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم اعلام حمله بر یهود بنی‏قریظه، که پیمان شکنی کرده بودند، نمود در کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بر آنها حمله کرد. ابوبکرصدیق رضی الله عنه در صلح حدیبیه با یقین و آرامش کامل، معاهده بین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و مشرکین را که ظاهراً به ضرر مسلمین بود، پذیرفت و آنگاه که عمرفاروق رضی الله عنه اعتراض کرد، در جواب او گفت: گواهی می‌دهم که او رسول خدا و حق با اوست و هیچگاه با دستور خدا مخالفت و آن را نقض نمی‌کند.آنگاه که رسو‌‌ل‌الله صلی الله علیه وآله وسلم اراد‌ۀ تبوک نمود، به علت دوری راه وکثرت مشرکین، مسلمانان را به انفاق در راه خدا تشویق نمود و آنها را به اجر عظیم وعده داد، هر کس به اندازۀ توان خود کمک می‏کرد. ابوبکر صدیق رضی الله عنه باز هم از همه سبقت گرفت و تمام دارائی خود را به خدمت آنحضرت صلی الله علیه وسلم آورد. حضرت عمر فاروق رضی الله عنه روایت می‌کند که رسول الله ما را به انفاق امر نمود، در آن وقت دارائی من خوب بود، با خودم گفتم امروز از ابوبکر سبقت می‌گیرم، نصف دارائی خودم را برداشتم و به خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدم. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود: برای خانواده‌ات چقدر باقی گذاشتی؟ گفتم: همین اندازه. در همین لحظه، ابوبکر را دیدم که در حالی که تمام دارائی خود را خدمت آنحضرت صلی الله علیه وسلم آورده بود، حاضر شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم از او پرسید: برای خانواده‌ات چقدر گذاشتی؟ گفت: نام الله و رسولش را گذاشتم. عمر رضی الله عنه می‏گوید: در آن روز بود که من یقین کردم که به هیچ وجه در هیچ چیز نمی‏توانم بر ابوبکر سبقت بگیرم.حضرت ابوبکر رضی الله عنه در دیگر صحنه‏ها نیز در کنار آنحضرت صلی الله علیه و سلم حضور داشته و از کیان اسلام و ساحت مقدس آنحضرت صلی الله علیه وسلم دفاع می‏کرد؛ ثابت قدم ماندن ایشان در غزوه احد، شرکت در غزوه حنین، خیبر، فتح مکه، طائف، تبوک و نیز حضور ایشان در بیعة الرضوان و حجة الوداع گوشه‏ای از صفحات پرافتخار زندگی حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می‏باشد.

از دیگر افتخارات حضرت ابوبکر رضی الله عنه، به طور تیتروار، می‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1ـ اولین کسی که از میان مردان آزاده مشرّف به اسلام شد.

2ـ اولین امیر حج بود، که حج در سال نهم هجری فرض شد.

3ـ اولین کسی بود که مسمی به "خلفیه" شد.

4ـ اولین کسی بود که قرآن را جمع آوری کرد و آن را مصحف نامید.

5ـ اولین کسی بود که بیت المال را وضع کرد.

زمخشری می‏گوید: نام ابوبکر- رضی الله عنه- برای همیشه در کنار نام رسول خدا صلی الله علیه وسلم یاد می‏شود؛ او از کوچکی رفیق و هم صحبت پیامبر  صلی الله علیه وسلم بود و در بزرگسالی، اموالش را در راه خدا و رسول بذل و بخشش نمود؛ وی توشه و سواری رسول خدا صلی الله علیه وسلم را در سفر هجرت فراهم کرد و ثروتش را در طول زندگیش برای آنحضرت صلی الله علیه وسلم صرف نمود؛ دخترش- عایشه- را به ازدواج پیامبر- صلی الله علیه وسلم- درآورد،  در سفر و حضر، ندیم و همراه ایشان بود و چون رسول خدا صلی الله علیه وسلم درگذشت، ایشان را در خانه دخترش عایشه که محبوبترین همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه سلم بود، به خاک سپرد.

عبادت و تقوای حضرت ابوبکر

حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه، همچون دیگر تربیت یافتگان مکتب رسول الله صلی الله علیه وسلم، و حتی به مراتب بیش از دیگر صحابه، از تقوا و پرهیزگاری بسیار بالا و اعجاب‏انگیزی برخوردار بود.به راستی چرا اینگونه نباشد، در حالی که خداوند متعال آیۀ: «وسیجنبها الأتقی» را نازل می‏فرماید که به اتفاق مفسرین این آیه در وصف حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه نازل شده است. واقعه زیر نمونه‏ای از تقوای ایشان می‏باشد که بیانگر شدت اجتناب از شبهات و پرهیز از آنها است:قیس بن ابی حازم می‏گوید: ابوبکر- رضی الله عنه- غلامی داشت که هرگاه خوراکی یا غذایی می‏آورد، ابوبکر- رضی الله عنه- از او پرس و جو می‏کرد؛ اگر دوست داشت و سزاوار می‏دید، از آن غذا می‏خورد و در صورت ناخوشایند بودن آن غذا برایش، از لحاظ راهی که به دست آمده بود، آن را نمی‏خورد. یک شب فراموش کرد و از غلام نپرسید که آن غذا را چگونه به دست آورده است؛ اما پس از آن که آن را خورد، در این باره از غلامش پرس و جو کرد، وقتی متوجه شد که راه کسب این طعام از راه نامناسب و ناجایزی است، به شدت بر غلام خود خشم کرده و سپس دستش را به دهان برد و آن قدر استفراغ کرد که چیزی از آن غذا در معده‏اش باقی نماند.آری، این عمل ابوبکر- رضی الله عنه- نشانه دقت نظر ایشان در زمینه خورد و نوش می‏باشد، وی کمال احتیاط و توجه را می‏کند تا آنچه را  می‏خورد، کاملاً حلال باشد و هیچ شک و شبهه‏ای در آن نباشد. قطعاً این باریک بینی و دقت نظر ابوبکر- رضی الله عنه- نمایانگر کمال تقوا و پرهیزگاری او است.  ربیعه اسلمی- رضی الله عنه- می‏گوید: من به رسول خدا صلی الله علیه وسلم خدمت می‏کردم؛ آنحضرت صلی الله علیه وسلم به من زمینی دادند. همین طور به ابوبکر- رضی الله عنه- نیز زمینی بخشیدند. در جریان این زمین و درختی که در این دو زمین (زمین من و زمین ابوبکر) قرا ر داشت، بین من و ابوبکر مقداری اختلاف پیش آمد که منجر به مشاجره شد، در اثنای این مشاجره ابوبکر- رضی الله عنه- سخنی را به من گفت که خودش، آن را ناپسند دانست و پشیمان شد. او بلافاصله به من گفت: ای ربیعه تو را به خدا مانند آنچه به تو گفتم، تو نیز به من بگو تا قصاص کرده باشی. [ربیعه می‏گوید] من گفتم: من هرگز چنین جسارتی نمی‏کنم. ابوبکر- رضی الله عنه- فرمود: اگر قصاص نکنی، به رسول خدا صلی الله علیه وسلم شکایت می‏کنم. اما من باز هم از گفتن آن جمله ابا ورزیدم؛ ابوبکر- رضی الله عنه- آنجا را به قصد عرض شکایت به رسول خدا صلی الله علیه وسلم ترک کرد. عده‏ای از خویشاوندانم گفتند: تعجب است؛ خودش به تو ناسزا گفته و باز می‏خواهد از تو، به رسول خدا صلی الله علیه وسلم شکایت کند! گفتم: می‏دانید او کیست؟ او ابوبکر صدیق- رضی الله عنه- است؛ یار غار پیامبر صلی الله علیه وسلم و شیخ و بزرگ مسلمانان که عمرش را در خدمت اسلام سپری کرده است. نبینم کسی از شما بخواهد به خاطر من بر او گستاخی کند و باعث ناراحتی او بشود؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه وسلم به ناراحت کردن ابوبکر- رضی الله عنه- ناراحت می‏شود و ناراحتی پیامبر، خشم خدا را به دنبال دارد. من به دنبال ابوبکر- رضی الله عنه- به نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم رفتم. ابوبکر- رضی الله عنه- ماجرایی را که میان من و او گذشت، بازگو کرد. رسول خدا صلی الله علیه وسلم رو به من کرده و فرمود: ای ربیعه! میان تو و صدیق چه گذشت؟ من ماجرا را بازگو کردم و گفتم که در خلال بگو مگویی که میان من و ابوبکر رخ داد، او به من ناسزا گفت و پشیمان شد و از من خواست تا قصاص کنم. اما من قصاص نکردم. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: بله، این طور جوابش را نده؛ بلکه بگو: ای ابوبکر! خدا تو را ببخشد. من نیز مطابق امر رسول خدا صلی الله علیه وسلم به ابوبکر گفتم: خدا تو را ببخشد. ابوبکر- رضی الله عنه- در حالی که گریه می‏کرد، آنجا را ترک کرد.در این شکی نیست که سخنی که ابوبکر صدیق- رضی الله عنه- به ربیعه- رضی الله عنه- گفته است به هیچ وجه فحش و دشنام نبوده است؛ زیرا اخلاق سترگ ابوبکر- رضی الله عنه- به او چنین اجازه‏ای نمی‏داد؛ او کسی است که حتی پیش از اسلام و در دوره جاهلیت نیز فحش و ناسزا بر زبانش نمی‏آمد. قطعاً حرف ابوبکر- رضی الله عنه- به ربیعه- رضی الله عنه- سخنی معمولی بوده است؛ اما ابوبکر- رضی الله عنه- از این ترسید که شاید ربیعه- رضی الله عنه- به سبب همان سخن معمولی آزرده خاطر شده باشد؛ بنابراین ضمن عذرخواهی از ربیعه، از او تقاضا کرد تا او نیز به تلافی این سخن مانند آن را به او بگوید. اما ربیعه- رضی الله عنه- که ابوبکر- رضی الله عنه- را خوب می‏شناخت و مقام او را  در اسلام پس از رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‏دانست، از این کار امتناع ورزید. این واقعه نیز بیانگر وجدان بیدار و درون پاکی است که در نهاد ابوبکر صدیق رضی الله عنه وجود داشت، و همین تقوا و ترس از خدا و حساسیت حقوق الناس او را وادار می‏کند تا بلافاصله از برادر مسلمانش بخواهد که در مقابل گفته‏اش، او را قصاص کند و یا او را ببخشد! ابوبکر- رضی الله عنه- به حدی از فضیلت، بزرگ منشی و شعور رسیده بود که به خاطر خطای زبانی کوچکی، سراسر وجودش آکنده از غم و اندوه می‏شود و تنها به قصاص و یا بخشش آرامش می‏یابد.

جایگاه علمی حضرت ابوبکر رضی الله عنه

اهل سنت بر این مسأله اتفاق نظر و بلکه اجماع دارند که حضرت ابوبکر صدیق- رضی الله عنه- عالم‏ترین شخص امت است. زیرا حضرت ابوبکر- رضی الله عنه- همواره ملازم و همراه رسول خدا صلی الله علیه وسلم بوده است. او بیش از دیگران در سفر و حضر، شب و روزش را با رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‏گذرانید، رسول خدا صلی الله علیه وسلم  هرگاه می‏خواستند با صحابه در مورد مسأله‏ای مشورت و رایزنی کنند، ابتدا با حضرت ابوبکر- رضی الله عنه- مشورت و رایزنی می‏فرمود؛ حتی گاهی به مشورت با ابوبکر- رضی الله عنه- بسنده می‏کرد و مشورت او را به اجرا می‏گذاشت و گاهی پس از مشورت با ابوبکر- رضی الله عنه- با دیگر صحابه کرام نیز مشورت می‏نمود و معمولاً در صورت وجود اختلاف نظر در مشورت ابوبکر- رضی الله عنه- و دیگران، به مشورت ابوبکر عمل می‏فرمود.گماشتن حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در اولین سال فرض شدن حج، به عنوان امیر حج، همچنین توصیه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حق حضرت ابوبکر برای امامت نماز مسلمانان، نمونه‏های بارزی از علم و فراست این بزرگمرد تاریخ جهان اسلام است که مستقیما از سوی سرور دو عالم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم مهر تایید دریافت می‏کند.  در باب احکام زکات نیز فقها به احکامی در این مورد اعتماد کرده‏اند که حضرت انس- رضی الله عنه- از حضرت ابوبکر-رضی الله عنه- فرا گرفته است. چرا که ابوبکر بیش از دیگران به آموزه‏های پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم و ناسخ و منسوخ بودن احکام در این موضوع تسلط و آگاهی داشته است. دانش حضرت ابوبکر- رضی الله عنه- در نهایت استدلال و وسعت بوده است، به طوری که ایشان در دوران حیات رسول خدا صلی الله علیه وسلم فتوا می‏داد و قضاوت می‏نمود که عمدتاً فتاوی و قضاوت‏های وی مورد تأیید رسول خدا صلی الله علیه وسلم نیز قرار می‏گرفت. در صحیح ابن حبان، روایتی از حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنهما نقل شده است که به صراحت بیان‏گر جایگاه علمی حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می‏باشد؛ در صحیح ابن حبان آمده است: « عن عبید الله بن عمر عن سالم بن عبد الله : عن أبیه قال : قال رسول الله صلى الله علیه و سلم : ( رأیت کأنی أعطیت عسا مملوءا لبنا فشربت منه حتى تملأت فرأیتها تجری فی عروقی بین الجلد واللحم ففضلت منها فضلة فأعطیتها أبا بکر ) قالوا : یارسول الله هذا علم أعطاکم الله حتى إذا تملأت منه فضلت فضلة فأعطیتها أبابکر. فقال صلى الله علیه و سلم: قد أصبتم.» ([در خواب] دیدم که کاسه‏ای پر از شیر به من داده شد و از آن به گونه‏ای سیر نوشیدم که گویا آن را می‏دیدم که در رگهایم و در میان پوست و گوشتم جریان یافته است؛ مقداری از آن شیر باقی ماند؛ مقدار باقیمانده را به ابوبکر دادم. صحابه عرض کردند: ای رسول خدا! این، همان علمی است که خداوند متعال به شما داده و شما از آن سرشار گشته و مقداری را نیز به ابوبکر داده‏اید. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: درست تعبیر کردید.)علامه سیوطی- رحمه الله- در مورد علم و فقاهت حضرت ابوبکر صدیق می‏گوید: من، در نوشتارهای حافظ ذهبی- رحمه الله- دیده‏ام که از جمله کسانی که در فن و دانش زمان خود، یگانه دوران بوده‏اند، ابوبکر- رضی الله عنه- می‏باشد که در نسب‏شناسی، یگانه زمان خویش بوده است. ابوبکر- رضی الله عنه- از این دانش خود در راه دعوت استفاده کرد و بدین طریق اسوه همگان قرار گرفت تا به همه کارداران و کارشناسان بفهماند که باید از دانش، تخصص و شغل خود، در هر رشته و پایه‏ای که باشد- چه در پهنه علوم نظری و چه در عرصه علوم تجربی و یا مشاغل مهم در سطح جامعه و ساختار اجتماعی- در راه خدا استفاده کنند و برای گسترش دعوت اسلامی به کار گیرند. [تاریخ الخلفاء، ص:100]

بهشتی بودن حضرت ابوبکر رضی الله عنه

حضرت ابوبکر بشارت بهشتی بودن را از آنحضرت صلی الله علیه وسلم دریافت نمود؛ چنان که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ أَهْلَ الدَّرَجَاتِ الْعُلَى لَیَرَاهُمْ مَنْ تَحْتَهُمْ کَمَا تَرَوْنَ النَّجْمَ الطَّالِعَ فِى أُفُقِ السَّمَاءِ وَإِنَّ أَبَابَکْرٍ وَعُمَرَ مِنْهُمْ وَأَنْعَمَا» [ سنن ترمذی، حدیث:4019] (همانا کسانی که در طبقات پایینی بهشت قرار دارند، کسانی را که در طبقات بالا قرار دارند، می‏بینند، همان طور که شما ستارگان درخشان را در آسمان می‏بینید. و ابوبکر و عمر جزو آنها (کسانی که در طبقات بالای بهشت قرار دارند) می‏باشند، و به راستی که صلاحیت آن را هم دارند.) همچنین حدیث دیگری در سنن ترمذی حدیث شماره (3447) با این مضمون ذکر شده است: « عن عبد الرحمن بن عوف قال : قال رسول الله صلى الله علیه و سلم أبو بکر فی الجنة و عمر فی الجنة و عثمان فی الجنة و علی فی الجنة و طلحة فی الجنة و الزبیر فی الجنة و عبد الرحمن بن عوف فی الجنة و سعد فی الجنة و سعید فی الجنة و أبو عبیدة بن الجراح فی الجنة در این حدیث آنحضرت صلی الله علیه وسلم به صراحت بهشی بودن ده نفر از صحابه را اعلام می‏فرماید که نام حضرت ابوبکر رضی الله عنه در ابتدای این لیست مبارک می‏درخشد.

خلاصه اینکه ابوبکر صدیق- رضی الله عنه- چنان شخصیت برجسته و عظیمی است، و دارای چنان ویژگی‏ها و خصوصیاتی است که نمونه کامل آن را، پس از انبیا، در کمتر کسی می‏توان یافت. اعتقاد پاک و راستین به باورهای دینی، برخورداری وافر از دانش شرعی، اطمینان و اعتماد به خداوند متعال، برخورداری از صفات والا و نیک، صدق و اخلاص، لیاقت و شایستگی در تمام جنبه‏های زندگی و دینی، شجاعت و رادمردی، زهد و تقوا، جانفشانی و قربانی در راه خدا، گزینش درست و مناسب همکاران و مشاوران و کارگزاران حکومتی، صبر و شکیبایی، بلندهمتی و ارادۀ قوی و آهنین، توانمندی در رویارویی با مشکلات و حل آنان، توانایی در انتقال داشته‏های علمی و دینی به دیگران و پرورش شخصیت‏های برجسته و ایجاد زمینۀ مناسب برای رشد و بالندگی نخبگانی که به وقتش زمام امور را به دست گیرند و بسیاری از صفات برجستۀ دیگر، بخشی از خصوصیات ابوبکر- رضی الله عنه- می‏باشد که در دوران مکی و در نتیجه  مصاحبت و همراهی با رسول خدا صلی الله علیه وسلم و در جامعۀ مدنی از طریق همراهی با آنحضرت صلی الله علیه وسلم و حضور در میادین جنگ به دست آورده بود. البته بسیاری از ویژگی‏ها و توانمندی‏های ابوبکر- رضی الله عنه-  در دورۀ خلافتش نمودارگشت و او توانست با توفیق الهی و توانایی‏هایی که خداوند متعال به او ارزانی داشته بود، پایه‏های حکومت اسلامی را در شرایط بحرانی زمان خودش قوت بخشد و ضمن رویارویی با مرتدین و مانعین زکات، به فضل و توفیق خداوند گامهای استواری در رهبری امت به سوی خیر و هدایت و نجات از فتنه‏های زمان بردارد. آنچه بیان شد گوشه‏ای از خصویات فردی حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه بود، اما بیان کامل جنبه‏های زندگی فردی، اجتماعی، اصلاحی و .... این شخصیت بزرگ جهان اسلام، چنان وسیع است که به هیچ وجه در این مقاله بسیار کوتاه و مختصر نمی‏گنجد؛ به رشته تحریر درآوردن خونسردی و متانت حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه در لحظات حساس رحلت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و مدیریت مدبرانه ایشان در آن لحظات که بسیاری از صحابه به کلی حواس‏باخته شده بودند، مبارزه با مرتدین و جنگ با مانعین زکات و برنامه‏ریزی‏های دقیق در دوران خلافت خویش که نشان از آینده‏نگری و ژرف‏اندیشی ایشان است، نیازمند کتابی بس قطور می‏باشد که عاشقان و محبان این صحابی جلیل‏القدر و دیگر شاگردان و تربیت یافتگان مکتب محمدی، می‏توانند آن را از لابه لای قرآن، حدیث، روایات و کتب تاریخی معتبر که به دور از هرگونه تعصب و تنگ‏نظری نگاشته شده باشند، جستجو نمایند. باشد که زندگی و سیرت این بزرگان مشعل راه اقشار مختلف جامعه، اعم از رجال سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و عام و خاص این جامعه قرار گیرد.